تبليغاتX
امیدوار زندگی کن

 

پشت پرچين خيال

وقت روييدن باران شقايق بر خاك

بارش واژه مهتاب به پهناي بهار

عشق همرنگ شقايق ها مست

سرخ همزاد غروب

شاد هم نور طلوع

اشك در چشمم غزلي نو مي خواند

باز خورشيد بزرگ

مثل يك وعدت سرشار از

 احساس حرارت ازعشق

بوسه مي زند به نگاه غزل عاطفه ام

من پر از حس غزل هاي تو گرمم از عشق

وقت لبخند تو در وسعت قلبم انگار

مهر جان مي گيرد

عشق يعني تو

تو يعني احساس

قلب من از نفس روشن چشمان عزيزت زندست

من پر از اميدم

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط الهه   |