مرا به سمت گل سرخ می بری 1روز
بهار را به سرم میآری 1روز
در این اتاق تهی از صدای پنجره ها
مگر تو باز کنی دری سمت من 1روز
مرا به لحظه اعجاز باخ خواهی برد
به سایه سار درخت تناوری 1روز
در این خزان که درختان چو من تهی دستند
نسیم وار به من می زنی سری 1روز
صدای کیست صدای تو کز نهایت شب
نوید میدهدم صبح بهتری 1روز
رهایی آه نه این غیر ممکن است اما
به قدر حجم قفس می زنم پری 1روز
نه بر شکافتن آسمان که می ریزیم
به وسع اندک خود طرح دیگری 1روز
ببین ورق ورق آتش گرفته دفتر من
بیا به دنبال گل های پر پر 1روز
|
+| نوشته شده توسط
الهه در جمعه سی و یکم فروردین 1386
|